|
راه راست
|
||
|
((جاءَ اَلحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقاً)) |
|
مقدّمه: امام هادى(ع) امام بزرگوارى است كه در تحت شديدترين فشارها و محاصره ها قرار داشت، در منطقه نظامى (عسكر) حضرت را از شيعيانش جدا كرده بودند و به همين دليل احاديث زيادى از آن وجود بزرگوار براى ما نقل نشده است. در حالى كه نه گوش شنوايى براى اين حرف ها پيدا مى كنى نه گويندگانى براى اين سخنان. |
|
يكى از جناياتى كه بنى اميّه و بنى عبّاس كردند قطع ارتباط مردم با ائمّه و اهل بيت(ع) بود كه اگر اين قطع ارتباط ها نبود امروز، كتاب هاى فراوانى از كلمات آن بزرگواران در اختيار ما بود. در فترتى كه پيدا شد يعنى در زمان امام باقر و امام صادق(ع) مى بينيم چه آثار گرانبهايى باقى ماند ولى بعداً يعنى از زمان موسى بن جعفر(ع) محدوديت ها پيش آمد. به هر حال امام هادى(ع) كلمات قصارى دارد هر چند كلماتى كه از ايشان به ما رسيده محدود است ولى به مناسبت يكى از كلمات آن حضرت را بيان مى كنيم: متن حديث: «خيرٌ من الخير فاعله و اجمل من الجميل قائله و ارجح من العلم حامله و شرٌ من الشّر جالبه و احول من الحول راكبه» (1) ترجمه: بهتر از كار خوب كسى است كه كار خوب را انجام مى دهد و زيباتر از كلام زيبا كسى است كه سخن زيبا را مى گويد و با فضيلت تر از علم كسى است كه حامل علم است و بدتر از شرّ كسى است كه انجام دهنده شر است و وحشتناك تر از وحشت، فاعل وحشت است. شرح و تفسير امام(ع) در اين پنج جمله به نكات مهمّى اشاره مى كند، معنى اين پنج جمله چيست كه سه جمله اش درباره نيكى ها و دوتاى ديگر درباره بدى ها است. امام(ع) در واقع به يك اصل اساسى اشاره مى فرمايند و آن اين است كه هميشه به سراغ سرچشمه ها برويد. اگر مى خواهيد نشر معروف و گسترش نيكى كنيد به سراغ سرچشمه هاى آن برويد. اگر مى خواهيد جلوى بدى ها را بگيريد به سراغ سرچشه هاى بدى ها برويد. مهمتر از بدى و مهم تر از نيكى، فاعل آن است. مسئله مهمّى هميشه در اجتماع بوده و هست كه وقتى مى خواهند با مفاسد مبارزه كنند خيلى ها معلول ها را مى بينند و به سراغ علّت ها نمى روند و لذا موفّق هم نمى شوند يكى را از بين مى برند دوّمى سرجايش مى آيد، دومى را از بين مى برند سوّمى جايش مى آيد چرا؟ براى اين كه سراغ ريشه ها و علّت ها نرفته اند و سراغ معلول ها رفته اند. مثال ساده اى بيان مى كنيم: عدّه اى در صورتشان جوش هايى پيدا مى شود و يا در پوست بدنشان جراحت هايى پيدا مى شود بعضى ها به دنبال مرهم هايى مى روند كه اين جوش ها و جراحت ها را از بين ببرد ولى بعضى ها نگاه مى كنند تا ببينند كه اين پوست كه از درون تغذيه مى شود لابد مشكلاتى در كار كبد اين شخص به وجود آمده است كه به خاطر آن مشكلات آثارى در پوست بدنش نمايان شده است. پوست بدن معمولا صفحه اى است كه فعّاليّت هاى كبد انسان را نشان مى دهد. مرهم گذاشتن اگر چه موقّتاً اثر مى كند امّا اگر علّت از بين نرود دومرتبه در جاى ديگر خودش را نشان مى دهد براى اين كه انسان ناراحتى را موقتاً تسكين بدهد خوب است به سراغ مسكّن برود امّا بايد هم زمان با آن به فكر ريشه ها باشد. الآن دو مشكل مهم در جامعه ما وجود دارد كه روز به روز هم بدتر مى شود. يكى مشكل مواد مخدر و ديگرى هم مشكل بى بند و بارى هاى جنسى، سنّ استفاده از مواد مخدّر پايين آمده بچه هاى كم سن و سال آلوده مى شوند. به گفته يكى از منابع اطّلاعاتى در يكى از شهرهاى مرزى 150 زن مبتلا به مواد مخدر معتاد پيدا شده در حالى كه مى گويند معمولا زنان كمتر آلوده مى شوند ولى به دلائلى در ميان زن و كودك و جوان و نوجوان گسترش پيدا كرده، در مقابله با اين معضل يك راه اين است كه معتادان را بگيريم و قاچاقچيان مواد مخدر را اعدام كنيم خوب اين يك راه است و بايد هم دنبال بشود، امّا اين راه حلّ اساسى نيست بلكه بايد ديد سرچشمه هاى اعتياد كجاست، آيا بيكارى يا بى دينى يا عدم آموزش فرهنگى است و يا فعّاليت دست هاى مخفى و پنهانِ اجانب است كه مى گويند اگر اين جوان ها مبتلا به مواد مخدر بشوند مانع مهم نفوذ آنها در اين كشور برداشته مى شود. در تاريخ فراموش نمى كنيم انگليسى ها وقتى كه مى خواستند بر چين غلبه كنند سعى كردند ترياك را در بين آنها نفوذ دهند، چينى ها فهميدند و در مقابل انگليسى ها برخاستند، انگليسى ها هم به زور و با توسل به نيروى نظامى، ترياك را وارد چين كردند كه در تاريخ به عنوان «جنگ ترياك» معروف شد. با نفوذ ترياك به داخل چين مردم را آلوده كردند و وقتى ملتى جوان هايش آلوده اعتياد باشد در مقابل دشمن مقاومت ندارد، از آن زمان انگليسى ها جنگ ترياك و جنگ افيون را به راه انداختند حالا هم به اشكال ديگر از آن استفاده مى شود. هنگامى كه آمريكايى ها بر افغانستان مسلط شدند خيال مى شد در مقابل آن شعارهايى كه داده اند ريشه هاى مواد مخدر را مى سوزانند در حالى كه مى گويند كشت ترياك گسترش پيدا كرده و بيشتر مى كارند، آنها در شعارهاى حقوق بشر و مبارزه با فساد و اعتياد دروغ مى گويند آنها به دنبال منافع و نفوذشان هستند ولو اين كه همه مردم دنيا نابود بشوند. بايد به سراغ ريشه ها رفت، بايد به اين جوان ها آموزش داد، عامل مهمّ، مذهب است، يك بچّه مذهبى معتاد نمى شود، وقتى لامذهب شد معتاد مى شود. مسئله ديگر مسئله بيكارى است، وقتى بيكارى باشد مى بينند درآمد خوبى از اين كار (خريد و فروش مواد افيونى) پيدا مى كنند سراغ آن مى روند، آدم هاى بيكار آلوده مى شوند. خوب اگر ما فكرى براى اينها نكنيم، اگر ما فكرى براى توطئه هاى دشمن نكنيم چطور مى توانيم مبارزه كنيم پس بايد سراغ علّت ها رفت، معلول ها به تنهايى كافى نيستند، براى فهم علّت ها بايد كنگره ها سمينارها و نشست ها برگزار شود تا انديشمندان بنشينند و راهكارها را بيابند، براى مسائل ساده و پيش پا افتاده چه كنگره ها و چه سمينارهايى تشكيل مى شود ولى براى چنين مسائل مهمّى نه. مشكل دوّم كه در حال گسترش است بى بندوبارى هاى جنسى و آلودگى جوانان است. آيا با قرار دادن يك عدّه مأمور بسيجى و غير بسيجى، سپاهى و غير سپاهى توى اين خيابان و آن خيابان و جاهاى دور و نزديك و جلوگيرى از تماس هاى نامشروع دختران و پسران، مسئله تمام مى شود يا سر از جاى ديگرى درمى آورد؟ بايد ديد ريشه هايش كدام است: يكى از ريشه هايش كم شدن ازدواج ها است. ازدواج به چند دليل مشكل شده است: 1- توقّعات زياد شده 2- تشريفات زياد شده 3- مهرها سنگين شده 4- هزينه ها بالا رفته، و در كنار اينها گسترش وسائل تحريك كننده. بعضى از جوانان مى گويند در اين شرايط كنترل كردن خويشتن مشكل است، ما به آنها مى گوييم شما مى خواهيد فيلم هاى بدآموز را ببينيد، چشم چرانى بكنيد سى دى هاى آنچنانى را ببينيد و مجلّه هاى كذائى را بخوانيد، بعد هم مى گوييد كنترل مشكل است، شما اوّل جلوى عوامل تحريك را بگيريد، وقتى عوامل محرّك به صورت ساده وجود دارد مثل يك سى دى كه يك دنيا فساد در آن است، و يا اينترنت تمام امواج فساد را در خودش جمع كرده و دنيا را از نظر اخلاقى و از جهات ديگر ناامن كرده چگونه جوان مى تواند خود را كنترل كند. گاهى مجالس عروسى تشكيل مى دهند كه تحريك كننده و ناپاك است، بر خلاف موازين شرع، صدها جوان در همين مجلس عروسى آلوده مى شوند، براى اين كه زن ها و مردها مى آيند و خودشان را نشان مى دهند، همراه با رقص ها و موسيقى ها، به طورى كه يك عدّه جوان مجرّد، دختر و پسر در اين مجلس عروسى آلوده و منحرف مى شوند. جوان مى خواهد در همه اين جاها شركت كند و بعد هم بگويد چرا نمى توان كنترل خويشتن كرد؟ عوامل تحريك را بايد حذف كرد، اسباب ازدواج را بايد آسان كرد. پس بايد به ريشه ها فكر كرد در حالى كه در تمام اين موارد روى نتيجه ها مى رويم.
در حالى كه نه گوش شنوايى براى اين حرف ها پيدا مى كنى نه گويندگانى براى اين سخنان. ــــــــــــــــــــــــــــ |
|
|