|
راه راست
|
||
|
((جاءَ اَلحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقاً)) |
سؤال:
منظور از «تولّى» و «تبرّى» كه به عنوان دو دستور اسلامى به ما آموخته اند چيست و آيا اين دو دستور را در دنياى امروز نيز مى توان انجام داد؟
پاسخ:
معمولا «اسلام» را تشبيه به درخت برومندى مى كنند كه مبانى عقيده اى، اصول و ريشه هاى آن را تشكيل مى دهد و برنامه هاى وسيع عملى، فروع و شاخه هاى آن را و نيز معمولا ده موضوع را به عنوان فروع و شاخه ها ذكر مى كنند، در حالى كه برنامه هاى عملى اسلام گسترده تر از آن است كه در ده موضوع خلاصه شود، ولى اهمّيّت اين دستورات ده گانه سبب شده است كه آنها را در رديف اوّل بشمارند وگرنه مسلّماً منحصر به اينها نيست. از اين دستورات ده گانه، سه قسمت مربوط به عبادات و نيايش و پيوند با خداست - نماز، روزه، حج - و دو قسمت مربوط به مسائل اقتصادى و پيوند با خلق خدا - زكات، خمس و پنج قسمت مربوط به مسائل اجتماعى و نظامى و سياسى است - جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، تولّى و تبرّى - فعلا سخن از دو دستور اخير است كه به معناى «دوست داشتن» و «تنفّر داشتن» است. چه كسى را دوست بداريم و از كه متنفّر باشيم؟
دوستان خدا، مردم حق طلب، انسانهاى ارزنده و حاميان حقّ و عدالت را دوست بداريم و از آلودگان، ستمگران، بى بند و باران و دشمنان خدا و مردم، متنفّر باشيم.
چرا همه را دوست نداريم؟ چرا با همه خلق خدا خوب نباشيم؟ مگر در دنياى امروز مى توان اصل زندگى مسالمت آميز را با همه كس و در همه جا فراموش كرد؟
بايد از كسانى كه طرفدار «تز» دوستى با همه و در تحت هر شرايطى هستند پرسيد: آيا در جهانى كه ظالم و مظلوم و ستمگر و ستمديده، استعمارگر و استعمار شده، حق طلب و اشغالگر و پاك و ناپاك وجود دارد همه را دوست بداريم؟! با همه خوش باشيم؟! ما به هم كمك كنيم؟! آيا هيچ منطقى انسانى چنين اجازه اى را به ما مى دهد؟ آيا عاطفه زنده هيچ مردمى با اين سازشكارى غلط هماهنگى دارد؟
اگر اين دو اصل در اصول اساسى برنامه هاى عملى اسلام گنجانيده شده، به خاطر آن است كه طرفداران حقّ و عدالت و آزادگى و پاكى و درستى، صفوف خود را هر چه فشرده تر سازند و ناپاكان و ستمگران و آلودگان هرچه تنهاتر بمانند و در يك محاصره اجتماعى و اخلاقى از طرف انسانهاى مثبت و ارزنده قرار گيرند.
آيا بدن آدمى هر غذايى را مى پذيرد؟ آيا ذائقه انسان يك وسيله تولّى و تبرّى، براى جدا كردن غذاهاى مفيد از زيانبخش نيست؟
آيا به هنگام خوردن غذاهاى مسموم و گرفتار شدن بدن به مسموميّت غذايى، «معده» راه سازشكارى را پيش مى گيرد و انسان را تسليم مرگ مى كند يا اين كه تمام قدرت خود را به كار مى اندازد تا از طريق «استفراغ» تنفّر خود را از غذاى مسموم ابراز كرده، آن را به بيرون پرتاب كند؟
آيا تعادل نيروى جاذبه و دافعه و رمز بقاى جهان هستى نيست؟ چگونه بقاى جامعه انسانى مى تواند از تعادل اين دو نيرو كه در شكل تولّى و تبرّى ظاهر مى شود مستثنا بماند؟
اگر به جاى اين دو دستور، روح سازشكارى با همه كس و هر مكتب و بى تفاوت بودن در برابر هر چيز و هر صحنه پيدا شود و عوامل مثبت و سازنده را جذب نكند و عوامل مزاحم و منفى را از خود نراند، نابودى چنان اجتماعى سريع خواهد بود; به همين دليل، در حديثى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «اَوْثَقُ عُرَى الإيَمانِ الحُبُّ فِى اللهِ وَ البُغْضُ فِى اللهِ; محكم ترين دستگيره هاى ايمان، دوست داشتن براى خدا، و ابراز تنفّر كردن براى خداست»(1).
1. سفينة البحار، ج 1.
|
|